علامه طباطبایی پس از قیام امام خمینی در برابر ستم و استکبار گفت: ایشان خیلی قاطع کلام خود را بر زبان جاری می‌نماید. فردی از اهل علم ساکن مشهد در امر امام خمینی تردید داشت یک بار که علامه به زیارت بارگاه قدس رضوی آمد درباره امام از وی سئوالاتی نمود علامه در جواب آن مرد مردد گفت : امام بر ملکوت مسلط است.اگرچه علامه طباطبایی در سیره عملی خویش یک فعال سیاسی نبود و در این وادی گام ننهاد ولی برای آنان که به نحو سیاسی‌تر و آشکارتر در عرصه اجتماع و مبارزه با ستم و استکبار کار می‌کردند یک پشتوانه قوی و عمیق فکری و فلسفی به شمار می‌رفت او در درون حوزه چراغ علم معرفت و حکمت را چنان روشن و فروزان نگه داشت که در زدودن جهل و جمود که سد بزرگ ترقی و تعالی جامعه است سهمی عظیم داشت.
علامه طباطبایی ذیل تفسیر آیه ۲۰۰ سوره آل عمران خاطر نشان می‌نماید : منطق اسلام اساس کار خود را به پیروی از حق قرار داده است که با این وصف اغراض و اهداف فردی و مادی در درجه دوم قرار می‌گیرد. تمام افراد اجتماع مامورند در راه اقامه حقایق دینی کوشا باشند امر به معروف کنند و نهی از منکر نمایند و کسانی که موجب ضلالت افراد می‌شوند از صحنه اجتماع طرد کنند. اسلام با یک دستور عمومی جامعه را از هر گونه فساد و اختلافی حفظ کرده است . به اعتقاد علامه طباطبایی کسی که در راه اقامه حق گام بر می‌دارد به هیچ عنوان با دشمنان دین و ستمگران مداهنه نمی‌کند
مشعلی فروزان و وزش توفان
آن مفسر کبیر صبح‌ها در مسجد سلماسی اسفار ملاصدرا را با حضور حدود سیصد شاگرد تدریس می‌نمود عصرها نیز حضرت امام خمینی در همین مکان درس خارج اصول و فقه را تدریس می‌کردند در این حال گروهی که وجود چنین مشعل فروزانی را تحمل نمی‌کردند و دچار انجماد فکری بودند جوسازی بر علیه علامه طباطبایی را آغاز کردند و حتی نزد مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله بروجردی رفتند و گفتند با این مباحث که علامه به نام فلسفه و حکمت مطرح می کند ضربه به فقه اصول و حدیث که اساس دروس حوزه است می زند. عده ای از شاگردان علامه تصمیم گرفتند نزد امام خمینی بروند و چاره کار را از ایشان بخواهند آنان به محضر امام رفتند و یادآور شدند شما خودتان استاد فلسفه حوزه بوده‌اید و نیک می‌دانید بر اثر گسترش مکتب مادی و تبلیغات الحادی تدریس این شاخه از دانش اسلامی از هر زمان دیگری ضرورت بیشتری دارد!
امام فرمودند: آقای طباطبایی مرد بزرگی است حفظ ایشان با این مقام علمی لازم است عده‌ای نمی‌گذارند حقایق به گوش آیه الله بروجردی برسد. به نظرم خوب است آقای طباطبایی چند ماهی تمارض کنند و درس فلسفه را تعطیل کنند و بروند مسافرت تا وضع فعلی قدری آرام گیرد و بعد که برگشتند برای عده کمتری در گوشه ای درس خود را بگویند فعلا صلاح در این است تا بعد چه شود. بالاخره آن عده که به محضر امام آمده بودند از جای برخاستند خداحافظی کردند و رفتند و دو روز بعد ماجرا را به علامه طباطبایی گفتند ایشان علیرغم میل درونی از پیشنهاد امام خمینی استقبال کردند و پذیرفتند که برای مدتی کوتاه به مسافرت بروند بدین ترتیب جریان مذکور خاتمه پذیرفت و مغرضان و کج اندیشان به مقصد خود نرسیدند . (1)

روابط دوستانه
علامه طباطبایی با امام خمینی از قدیم روابط دوستانه داشت و برای ایشان احترام قایل بود و با پیروزی انقلاب اسلامی امام امت را به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر کبیر نهضت اسلامی ایران قبول داشت و همواره این اصل را مایه سعادت سیادت و عزت مسلمانان می دانست. هنگامی که یکی از بزرگان فلسفه به قم آمد و در مجلسی از امام پرسید شما آقای طباطبایی هستید علامه فرمود طباطبایی منم ایشان آیه الله خمینی استاد من هستند و همه می دانستند که علامه سخن به مجامله نمی گفت.(2)
در کتاب سرگذشت‌های ویژه از امام خمینی(رحمه الله علیه)خاطره‌ای از آیت الله ابراهیم امینی ذکر شده که: دوست داشتم بدانم میان حضرت امام و علامه طباطبایی کدام یک در فلسفه‌ی برترند و به همین جهت روزی آن دو استاد گرانقدر را برای صرف ناهار طلبگی به حجره خویش دعوت کردم و و مساله‌ای فلسفی پیش کشیدم هر دو نفر خوب گوش دادند اما ساکت ماندند لحظاتی بعد علامه نگاهی به امام کردند و امام با لبخندی پاسخ را به علامه واگذار نمودند. علامه جواب سئوال را فرمودند و امام با سکوت کامل به بیانات ایشان گوش می‌نمودند و چیزی نفرمودند. پس از آن پرسش فلسفی دیگری از امام کردم. ایشان نگاه مودبانه‌ای به علامه کردند و سپس شروع به پاسخ دادن نمودند و اینبار علامه سرا پا گوش بودند و خاموش. در هر حال نتوانستم آن دو استاد را به بحث طلبگی و مناظر فلسفی بکشانم گویا منظورم را درک کرده بودند.
علامه طباطبایی پس از قیام امام خمینی در برابر ستم و استکبار گفت: ایشان خیلی قاطع کلام خود را بر زبان جاری می‌نماید. فردی از اهل علم ساکن مشهد در امر امام خمینی تردید داشت یک بار که علامه به زیارت بارگاه قدس رضوی آمد درباره امام از وی سئوالاتی نمود علامه در جواب آن مرد مردد گفت : امام بر ملکوت مسلط است. (3)
وقتی امام به قم عزیمت نمود و در کوچه علامه طباطبایی سکونت اختیار نمود همسایه‌ها برای سهولت در دیدارها و ملاقات‌ها خانه‌های خود را تخلیه کردند. علامه به امام گفت: اگر لازم است ما هم چنین کنیم. امام فرمودند همسایگی شما برای ما مغتنم است و چون امام در همسایگی علامه قرار داشتند و سر و صداهای ناشی از صوت بلندگوها و همهمه مردم خیلی زیاد بود از علامه پرسیدند از این جهت اذیت نمی‌شوید او لبخندی نمود و گفت هر چه از دوست رسد نیکوست در حالی که از ناراحتی اعصاب رنج می‌برد و نیاز به آرامش داشت.(4)
استاد سیدمحمد باقر موسوی همدانی (رحمه الله علیه) گفته است : علامه طباطبایی به قدری از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی شادمان بود که نمی‌توانست از اظهار آن خودداری کند روزی به من فرمود دلم می‌خواهد رژه ارتشی‌ها را در برابر امام ببینم عرض کردم هم اکنون آنان در کوچه هستند و چند لحظه دیگر برنامه آنان آغاز می‌شود. بلند شوید تا دم در از نزدیک مشاهده کنید. عبا را بر دوش گرفتند که ناگهان صدای موزیک ارتشیان برخاست آمدیم پشت درب منزل و چون من درب را گشودم ایشان محو تماشای رژه نیروهای نظامی از برابر امام گردیدند و مکرر با هیجان می‌فرمودند: چقدر جالب است. (۵)
امام خمینی رحمه الله علیه پس از رحلت علامه طباطبایی در طلیعه یکی از بیانات خود فرمودند: « من قبلا باید از این ضایعه‌ای که برای حوزه های علمیه و مسلمین حاصل شد و آن رحلت مرحوم علامه طباطبایی است اظهار تاسف کنم و به شما و ملت ایران و خصوص حوزه‌های علمیه تسلیت عرض کنم خداوند ایشان را با خدمتگزاران به اسلام و اولیای اسلام محشور فرماید و به بازماندگان و متعلقین و شاگردان ایشان صبر عنایت فرماید. (۶) البته فردای روز رحلت علامه یعنی در ۲۵ آبان ۱۳۶۰ مجلس ترحیمی از سوی امام خمینی برای ایشان در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار گردید.( ۷ )
مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنه‌ای نیز پیام تسلیتی در سوگ علامه خطاب به امام راحل صادر فرمودند که در فرازی از آن آمده بود : « محضر مبارک رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(مد ظله العالی) ضایعه ارتحال عالم ربانی و دانشمند عظیم‌الشان فیلسوف و مفسر کبیر قرآن حضرت آیت الله علامه طباطبایی را که یکی از مفاخر کم نظیر عالم اسلام بودند به پیشگاه ولی عصر (ارواحنا له الفدا) و حضرت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب و حوزه‌های علمیه مخصوصا حوزه مقدس قم و مراجع عظام تقلید و شاگردان این مرحوم و همه دانشمندان و عاشقان علم و فضیلت تسلیت عرض می‌کنم... » (8)

منابع :
1. برگرفته از کتاب سرگذشت‌های ویژه از زندگی امام خمینی به روایت جمعی از فضلا
2. روزنامه رسالت خاطرات جناب آقای سید عبدالباقی طباطبایی
3. خاطرات فقیه اخلاقی احمدی میانجی ص ۲۰۴
4. مجله بصائر ویژه‌نامه علامه طباطبایی ص ۱۶
5. میراث جاویدان سال اول شماره اول ص ۲۵
6. صحیفه نور ج ۹ ص ۱۳۴
7. ز مهر افروخته ص ۴۵
8. روزنامه جمهوری اسلامی ۲۵ آبان ۱۳۶۰

منبع: khatteemam.ir